سالها رفت و دلم در تب و تاب است هنوز
نقش مستورى من نقش بر آب است هنوز
به طرب حمل مكن سرخى رويم كه ز هجر
قلب آكنده ز غم ديده پر آب است هنوز
من كجا؟ يار كجا؟ طالع بيدار كجا
من اسير غم او، بخت به خواب است هنوز
دامنش گيرم اگر لطف خدا يار شود
ليك افسوس كه اين قصه سراب است هنوز
سخت من طالب ديدار و تو غايب ز نظر
ز آتش هجر تو اين قلب كباب است هنوز
همچو يك قطره آبيم به درياى جهان
زندگى زودگذر، همچو حباب است هنوز
بیمار ما شفا یافت...از همه ی دعاگویان کمال تشکر را دارم...با آرزوی برآورده شدن تمامی حاجات...
+
نوشته شده در چهارشنبه 1387/10/25 10:6 بعد از ظهر توسط مریم
|