تبليغاتX
نازنین فاطمه

نازنین فاطمه

اَلسَّلامُ عَلَيْكِ

 

 يا مُمْتَحَنَةُ، قَدِ امْتَحَنَكِ الَّذِى خَلَقَكِ قَبْلَ اَنْ يَخْلُقَكِ،

 

فَوَجَدَكِ لِمَا

 

 امْتَحَنَكِ صابِرَةً، وَنَحْنُ لَكِ اَوْلِياءُ صابِرُونَ، وَمُصَدِّقُونَ

 

 لِكُلِّ ما اَتينا بِهِ

 

 اَبُوكِ، صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَاَتينا بِهِ وَصِيُّهُ، فَاِنّا 

 

نَسْئَلُكِ اِنْ كُنّا صَدَّقْناكِ

 

 اِلاّ اَلْحَقْتِنا بِتَصْدِيقِنا لَهُمالِنُبَشِّرَاَنْفُسَنااَنّا قَدْ طَهُرْنا

 

بِوِلايَتِكِ،

 

 اَلسَّلامُ عَلَيْكِ

 

 يا بِنْتَ رَسُولِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ نَبِىِّ اللّهِ،

 

 اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ

 

 خَلِيلِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ اَمِينِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَيْكِ

 

 يا بِنْتَ خَيْرِ خَلْقِ

 

 اللّهِ، اُشْهِدُ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَمَلائِكَتَهُ اَنِّى راض عَمَّنْ

 

رَضِيتِ عَنْهُ، ساخِطٌ

 

 عَلى مَنْ سَخَطْتِ عَلَيْهِ، مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ، مُوال

 

 لِمَنْ والَيْتِ، مُعاد

 

 لِمَنْ عادَيْتِ، مُبْغِضٌ لِمَنْ اَبْغَضْتِ، مُحِبٌّ لِمَنْ اَحْبَبْتِ،

 

 وَكَفى بِاللّهِ شَهِيداً

 

 وَحَسِيباً وَجازِياً وَمُثِيباً

 

 

آقاجون!

همش میگیم بیا بیا. . .

هیچ جوابی هم نمیگیریم . . .

تورو به جان مادرت زهرا. . .

تو رو به مزارپنهان ام ابیها. . .

تورو به پهلوی شکسته  فاطمه زهرا. . .

تو رو به بغض نشکفته ی علی . . .

تورو به ماتم حسن وحسین. . .

تورو به اشکهای آسمانی زینب. . .

تورو به عزای محمد. . .

آقاجون بیا. . .

تا دو گم شده ی خودمونو پیدا کنیم. . .

تا با تبرک قدومت قبر مادرمونو زیارت کنیم. . .

«  آقاجون تسلیت »

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/02/30 11:25 قبل از ظهر توسط مریم |


 

ای گل نرگس.........

     

ای یار دور از دیده ام


پس کی میایی؟


از دست خود رنجیده ام

پس کی میایی؟

 بی تو گره افتاده
در کار دل من
بی تو به هم پیچیده ام


پس کی میایی؟


یخ میزند این باغ
در سرمای غیبت
خورشید هجران دیده ام


پس کی میایی؟


هرکس به راهی میرود
در این زمانه
معیار حق سنجیده ام


پس کی میایی؟


من از حوالی حضورت
دور گشتم
دور از شما گردیده ام


پس کی میایی؟


یاران دگر با یکدگر
بی مهر گشتند
این دردهارا دیده ام


پس کی میایی؟


یک منتظر میگفت:
از باغ حضورت
اخلاص و تقوادیده ام


پس کی میایی؟


این جان بلا تکلیف مانده
در تن من
جان را به تو بخشیده ام


پس کی میایی؟


هرجا که رفتم
سایه لطف تو دیدم
از هرکسی پرسیده ام


پس کی میایی؟


ام  البنین هم
با دل بشکسته میگفت:
ای روشنی دیده ام


پس کی میایی؟


میگفت: با چشمی که
شد پاره تر از مشک
در خون خود غلتیده ام


پس کی میایی؟
..............

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/02/26 10:9 قبل از ظهر توسط مریم |


 

آقا جون دلم خیلی گرفته...

 

بازم بعد یه مدت روزها داره دوباره تکراری میشه

 

آقاجونم یه افتخار به ما نمیدی تا حد اقل نسیم یاس هم به مشاممون برسه..؟

 

آقاجون خیلی بدبختیم مگه نه؟

 

اگه نه....

 

پس چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در دوشنبه 1387/02/09 2:36 بعد از ظهر توسط مریم |


DESIGN BY :MINOS X

کی شود در ندبه های جمعه پیدایت کنم
گوشه ای تنها نشینم تا تماشایت کنم


صفحه نخست
پست الکترونيک


پيوندهاي روزانه

هر چی دل تو بخواد
آرشيو پيوندهاي روزانه


نوشته هاي پيشين

88/08/01 - 88/08/30

88/03/01 - 88/03/31
87/10/01 - 87/10/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30



پيوندها

هل اتي علي الانسان
امام مهدي (عج )
هل اتي
emrooz bia
انتظاری سبز
'گمنام
فدایی سید علی
شلمچه
رضوی(یا ثامن الحجج)
مجنون الحسین
بین الحرمین
امین
امام حسن مجتبی
امام حسن مجتبی(2)
بی کفنان
یه پوتین یه پلاک
بیاد شهدا
انتظار ظهور
دختر شهید
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
گردان تخریب( پرستو های حزب الله)
شیدای سبز
ترنم انتظار
درد دل طلبگی
طلبگی


    تعداد بازديدها: